حق تو را خوردند ، پاییز عزیز
آمدن برف را به شما دوستداران پاییز تسلیت می گویم !
آه ، چه ناجوانمردانه برف های سنگدل با بارش طوفانی خود آرامش تو را به هم زدند . باد ها چه غمناک نسیم های تو را شکست دادند و با زور بازوی آمپولی نسیم های تو را که هرگز دوپینگی نبودند شکست دادند . و خدا می داند ک چه مقدار هواداران تو از این شکست سر خورده شدند . کافه های خالی شد ، قلم ها افتاد ، کاغذ ها خیس شد و فکر ها سرد شد .
چشم ها سفید شدند ، لباس ها تیره . و اثری از نارنجی ، زرد ، سبز و قرمز روح انگیز تو نیست پاییز عزیز .
برف ها ، گوله های برف ( که هر چی بهشون بگم کمه !) لباس درختان تو را در آورده اند و آن ها را عریان کرده اند و خدا می داند که آن ها در این فصل سرد چگونه دوام خواهند آورد ، و هیچ سازمان و NGO ای نیست که از این درختان بی سرپرست حکایت کند .
پاییز می دانم که تقویم و موسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران هم جز نامردان هستند . آن ها که سه ماه را به تو دادند اما زمستان با پارتی بازی و تابستان هم با روابط ، حق تو را خورده اند و تو چهقدر نجیب و سر به زیری که هیچ نمی گویی .
من فقط می گویم هوا بس ناجوانمردانه سد است و پاییز چه نجیبانه کوله بارش را بست . پاییز عزیز خداحافظ . سال بعد که آمدی ....