تبليغاتX
مداد نوکی - شعر- 3

مثل انسان

اصل را  هيچكس نمي داند

اوريجينال ها ، به خود شك دارند

همه بوي تزوير مي دهند و ريا

واقعيت شده كيميا

خالي بستن مثل نقل و نبات

راستي ، كم گيرت مياد

مشك نه آن است كه عطار بگويد

نه آن كه  خود ببويد !

كلاغ ها رنگ مي شوند

تا مثل قناري بخوانند !

ميوه  ها همه بزرگ و خوشرنگ

اما تلخ  و سخت  مثل سنگ

آدم ها همه خوش تيپ و  خوشپوش  اند

اما در درون چه بي روح اند

 

 « شناختن » شده سخت ترين كار

به هيچ كس نميشه اعتماد كرد ، انگار

 

تفاوت درون  وبرون از زمين تا آسمون

مثل انسان ، الف تا نون

|