تبليغاتX
مداد نوکی - آفتابَرو بردشتم …

                 آفتابَرو بردشتم

می تونم از اینترنت استفاده بکنم، مفت مفت. خداییش آدم با هر چیز مفتی حال می کنه. مثل همین اینترنت- ها.داشتم سَلانه سَلانه می رفتم کامپیوترو روشن کنم که یه دفعه (گلاب به روتون) بدجوری دستشوییم گرفت.اونم چه دستشویی، از اون دستشوییا که اگر خدای ناکرده شما بهش شما بهش مبتلا بشید دیگه نمی تونید حتی یه قدمم بردرید. وای دارم می میرم. حتماً کار شام پنج ساعت پیشه. چشمتون روز بد نبینه به زور و بلا خودمو رسوندم به دستگیره در.

آخیش راحت شدم. واقعاً این مواقع جزء بهترین مواقع زندگیه. آدم از زیر یه فشاره خیلی وحشتناک بیرون میاد.

واقعاً لذت بخشه. واقعاً دوست داشتنیه. هر چی بگم کم گفتم.  شیر دستشوییو باز کردم و همینجوریم داشتم خدا رو شکر می کردم که همچین لحظاتی رو گذاشته تا آدم فرق خوب و بد و بفهمه. فرق زیر فشار بودن و راحتی رو بفهمه. که یه دفعه یه صدایی اومد. صدای نفس نفس زدن یه آدم. یعنی کی میتونه باشه این وقت شب. همه خوابن . نکنه دزد باشه. یه دزد مسلح.با یه چاقوی نوک تیز که داره ازش   چیکه چیکه خون می چکه. شایدم لرد ولد مورته.   آخه منم یه زخم بالای پیشونیم دارم. عین هری پاتر. آروم آروم سرمو برگردوندم تا پشت سرمو ببینم.  امّا هیچی نبود هیچیه هیچی. شایدم چسبیده به سقف. آره مثل این فیلما که دزدا مثله عنکبوت می چسبن به سقف. اما نه ، رو سقفم هیچی نبود . پشت درم نگاه کردم. نه اونجام هیچی نبود. پس صدای چیه. خوب شد دستشویی مو کردم و گرنه الان گلاب به روتون میشد..  نکنه جن باشه. آره خودشه . آخه میگن جنا از آدما می ترسن . شایدم از اون نوعشون باشه که از آدما نمی ترسن.

اما شانس اون دزد چاقوكش از همشون بیشتره. حتما پشت در قایم شده آره من اونجا رو نگاه نکردم. آفتابرو بردشتم.  پاورچین پاورچین رفتم پشت در. وایسادم ؛ منتظر موندم تا خودش بیاد بیرون بعد با آفتابه محکم بزنم تو سرش. دیگه صدای نفس نفس نمی اومد. دیگه صبرم تموم شد. رفتم بزنم تو سرش که دیدم صدای نفس نفس تندتر و بلندتر شده. برگشتم سر جام. ترسیدم با همون چاقوه بزنه ناکارم کنه.دوباره صدای نفس نفس قطع شد. قضیه داشت مشکوک می شد. من هر وقت راه می رفتم صدای نفس نفس می اومد. هر وقتم راه می رفتم صدا نمی اومد. یه نیگا به دمپاییام انداختم یک کم راه می رفتم و وایمیسادم هی راه می رفتمو وایمیسادم. می خواستم باهمون آفتابه بکوبم رو دمپاییم.اما حیف که پای منم تو دمپایی بود...       

|